تاثير عاشورا و نهضت امام حسين(ع )بر فرهنگ سياسي ايران معاصر + دانلود فایل

تاثير عاشورا و نهضت امام حسين(ع )بر فرهنگ سياسي ايران معاصر

فرهنگ را مي توان يکي از زيربنايي ترين مولفه هاي هر جامعه انساني دانست که تاثيرات آن در ساختار و جهت دهي مسير حرکت جوامع بسيار اساسي و حائز اهميت مي باشد . از طرفي فرهنگ ، تجليات مختلفي دارد که آن را از کليت اوليه تبديل به موضوعات محدودتر و تخصصي تري مي نمايد که از آنها به عنوان فرهنگ هاي مضاف ياد مي شود همچون فرهنگ سياسي ، فرهنگ اجتماعي ،فرهنگ اقتصادي ، فرهنگ ديني ، فرهنگ مديريتي و … که در ميان همه اينها فرهنگ سياسي جزء اصلي ترين مولفه هاي فرهنگي مي باشد که مورد بحث و دقت نظر قرار مي گيرد و علت آن نيز تاثيرات مستقيمي است که بر سرنوشت سياسي و به تبع آن بر کليه بخش هاي يک جامعه دارد .

در اين ميان تعاريف متعددي نيز از فرهنگ سياسي صورت گرفته است که پيش از هر گونه بحث و بررسي اي لازم است تعريف مد نظر از اين واژه ذکر و مورد تبيين قرار گيرد .

بر اين اساس گفته مي شود فرهنگ سياسي به عنوان بخشي از فرهنگ اجتماعي، مجموعه اي از نگرش ها و جهت گيري هاي يک ملت نسبت به نظام سياسي، نخبگان سياسي و قدرت سياسي است که در تطوّر تاريخي و در ارتباط با رويدادهاي مختلفي که در درون جامعه رخ مي دهد، شکل مي گيرد و نوع و ميزان رابطه مردم با سياست و قدرت را تعيين مي نمايد.[1]

همانگونه که در تعريف ملاحظه مي شود فرهنگ سياسي ، موضوعي است که در گذر زمان و در ارتباط با عناصر مختلف موجود در جامعه شکل مي گيرد و به همين دليل مي توان با واکاوي هر فرهنگ سياسي ، عناصر مختلف تاثير گذار بر آن را شناسايي و مورد تجزيه و تحليل قرار داد که يکي از مهمترين اين عناصر در کشور ما عبارت است از فرهنگ ديني که با نمادها ، مظاهر و شعائر خود بر فرهنگ سياسي کشور ما تاثيرات عميقي داشته است و در ميان نمودهاي فرهنگ ديني نيز بايد از عاشورا و قيام امام حسين (ع) به عنوان يکي از تاثيرگذارترين فرازهاي تاريخ بر کليت فرهنگ جامعه ايراني و به ويژه فرهنگ سياسي آن در طول تاريخ پس از پذيرش اسلام توسط ايرانيان و به ويژه در دوران معاصر ياد نمود .

اين حادثه غمبار در فراز و فرودهاي مختلف تاريخ ملت ايران به گونه هاي مختلف تاثيرات خود را بر جاي گذاشته است و جلوه هاي مهمي از آن در رفتارشناسي ملت ايران نسبت به سياست و قدرت همواره مشهود بوده است و با سرعت يافتن روند تغييرات و تحولات ، اين تاثيرات نيز ظهور و بروز بيشتري داشته است و از آنجايي که دوران معاصر را مي توان پر فراز و نشيب ترين دوران سياسي و فرهنگي جامعه ايراني دانست شايسته است تاثير اين عنصر فعال در عرصه فرهنگ ايرانيان را مورد بررسي قرار دهيم .

البته در اين تحقيق قصد ما واکاوي تاثير حادثه عاشورا بر کليت فرهنگ ايران و ايرانيان نمي باشد . بلکه هدف بررسي اين تاثير در بخشي از فرهنگ جامعه ايراني به نام فرهنگ سياسي مي باشد . چرا که حادثه عاشورا با توجه به ماهيت و روندي که داشته است اين ظرفيت و پتانسيل را دارد که در فرهنگ سياسي تاثير گذار باشد.

از سويي ديگر بررسي روند تحولات سياسي تاريخ معاصر ايران حاکي از اين است که کشور ما تاريخ پر فراز و نشيبي را از سر گذرانده و يکي از مهمترين مقاطع تاريخي ملت ايران در حال طي شدن مي باشد که در آن فرهنگ هاي مهاجم به صورت آشکار و پنهان در حال فعاليت و تاثيرگذاري بر فرهنگ ايرانيان و به ويژه فرهنگ سياسي آنان بوده و هدف نهايي آنان نيز به زانو در آوردن فرهنگ ناب اسلامي ايرانيان و نابود کردن عناصر تاثير گذار بر اين فرهنگ و کارويژه هاي آن در بخش فرهنگ سياسي مي باشد . همچنين در اين مقطع مهم و سرنوشت ساز از تاريخ کشورمان ، شاهد تحولاتي بوده ايم که نه تنها فصل جديدي در تحولات تاريخي ملت ايران به شمار مي آيد بلکه پس لرزه هاي آن به گونه اي بوده است که بر تمام جهان تاثيرات خاص خود را بر جاي گذاشته است .

در اين ميان يکي از عناصر تاثير گذار بر روند اين تحولات را بايد تاثيرات حاصل از حادثه عاشورا و قيام امام حسين ع بر فرهنگ سياسي ايرانيان دانست که در اينجا به برخي از اين تاثيرات اشاره مي کنيم :

1 – نفي حاکميت طاغوت :

يکي از مهمترين آموزه هاي دين مبين اسلام به تصريح قرآن کريم اجتناب از طاغوت مي باشد که در فرهنگ شيعه يکي از بارزترين جلوه هاي آن اجتناب از حاکميت طاغوت بر جامعه مي باشد .

از طرفي ديگر نفي طاغوت يکي از مهمترين جلوه هاي قيام اباعبدالله الحسين ع مي باشد و اساسا جرقه قيام ايشان نيز مساله اجتناب از بيعت با حاکم باطل و طاغوت زمان يعني يزيد بن معاويه بود که باعث شد تا امام حسين (ع) شبانه با خاندان خويش از مدينه خارج و به سمت مکه حرکت نمايند . آن حضرت پس از امتناع از بيعت با يزيد در بيان علت امتناع خويش از بيعت با يزيد اعلام فرمودند : «و على الاسلام السلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد»[2] يعني وقتي والي مسلمانان کسي همچون يزيد باشد بايد فاتحه اسلام را خواند و آنگاه در ادامه اصل فلسفه عدم بيعت خويش را به نقل از پيامبر اسلام ص حرمت خلافت آل ابي سفيان عنوان کرده و فرمودند : «لقد سمعت جدى‏رسول الله‏«ص‏»يقول:الخلافة محرمة على آل ابى سفيان» يعني به تحقيق از جدم پيامبر خدا ص شنيدم که خلافت بر آل ابوسفيان حرام است .

که در واقع علت حرمت خلافت آل ابوسفيان همان ماذون نبودن خلافت آنان از سوي خداوند متعال بود که آنان را مصداق طاغوتي نموده بود که حکومتشان ممنوع و اطاعت از آنان حرام بود .

اين مساله از همان زمان به عنوان يکي از مشخصه هاي شيعيان در آمد و به عنوان يکي از وجوه مشخصه فرهنگ سياسي شيعه در طول تاريخ مطرح شد و از آنجايي که تاريخ معاصر و به ويژه مقطع پس از حاکميت صفويان ، متاثر از فرهنگ شيعه و آموزه هاي آن بوده است لذا موضوع اجتناب از طاغوت هم به عنوان يکي از مشخصه هاي فرهنگ سياسي ايران معاصر در آمد به گونه اي که در طول تاريخ معاصر کشورمان ، مردم کشور ما به تبعيت از علما و مراجع خود هرگز هيچ کدام از حکومت هاي موجود را به عنوان حکومت حق به رسميت نشناخته و همواره به آنان به چشم حکومت طاغوت مي نگريستند . به گونه اي که حتي علماي مشروطه خواهي همچون ميرزاي نائيني که از نظام سلطنتي مشروطه دفاع مي کردند در فصول اوليه کتاب خويش رسما به لزوم کسب مشروعيت حکومت از جانب خدا و طاغوتي بودن ساير حکومت ها تصريح کرده[3] و با حکومت سلطنت مشروطه از باب ضرورت و دفع افسد به فاسد کنار مي آمدند .

به هر حال اجتناب از طاغوت يکي از وجوه برجسته قيام امام حسين (ع) بود که تاثير خود را در فرهنگ سياسي شيعه بر جاي گذاشته و پتانسيل قوي اي از تقابل با حکومت هاي زمانه را در درونشان فراهم کرده بود و آنان را آماده ساخته بود تا با فراهم شدن کوچکترين زمينه اي براي اعلام برائت از طاغوت و طاغوتيان ، اين ديدگاه اعتقادي خود را به منصه ظهور برسانند و به همين دليل در جريان انقلاب اسلامي مردم ايران نخستين هدفي که ملت به پا خاسته و رهبران مذهبي و سياسي آنان دنبال مي کردند ريشه کن ساختن حکومت طاغوت بود .

2 – تهييج و برانگيختن مردم در راه مبارزه با طاغوت ها :

همانگونه که در بند اول گفته شد مهمترين درس قيام حسيني ، نفي طاغوت به معناي انکار قلبي آن بوده است . اما درس دومي که اين ماجرا مي آموزد اقدام عملي براي قيام بر عليه طاغوت مي باشد . حادثه عاشورا به دو گونه در برانگيختن مردم براي مبارزه با طاغوت ها موثر بوده است : نخست از جهت درسي که شيعيان از حرکت اعتراضي امام حسين (ع) در مقابل درخواست بيعت با يزيد فرا گرفتند . از اين جهت شيعيان از اقدام امام حسين (ع) در بيعت نکردن با يزيد درس نفي حاکميت طاغوت را فراگرفتند که صرفا بعد نفيي دارد و از خروج او بر عليه حکومت جائرانه يزيد ، درس قيام بر عليه طاغوت را . چه اينکه امام حسين (ع) در باره قيام خود فرمود : «أيها الناس إن رسول الله (ص ) قال من رأي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل في عباد الله بالإثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علي الله أن يدخله مدخله »[4] يعني اي مردم همانا رسول خدا فرمود کسي که سلطان ستمکاري را ببيند که حرام خدا را حلال انگاشته و عهد خدا را شکسته ، مخالف سنت رسول خداست و نسبت به بندگان گناه و عداوت پيشه کرده است اما با اين حال نسبت به او سکوت اختيار کرده و با سخن و عمل هيچ واکنشي نسبت به آن نشان نمي دهد بر خداوند است که او را همرتبه آن سلطان جائر [در جهنم] قرار دهد .

و آنگاه که از مدينه خارج مي شد ماهيت عمل خويش را نه انکار خالي نسبت به طاغوت بلکه قيام و خروج بر عليه سلطان ظالم و مفسد عنوان کرده و فرمودند : «إنِّي‌ لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلاَ بَطِراً وَلاَ مُفْسِداً وَلاَظَالِماً؛ وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاَحِ فِي‌ أُمَّةِ جَدِّي‌ مُحَمَّدٍ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ»[5]يعني من بي جهت و از سر ايجاد شرارت و يا با هدف ظلم و فساد خروج نکرده ام بلکه به خاطر طلب اصلاح در امت جدم پيامبر ص خروج نموده ام .

شيعيان نيز در طول تاريخ و به ويژه در دوران معاصر وعلي الخصوص درجريان تحولات انقلاب اسلامي علاوه بر انکار قلبي نسبت به طاغوت که همواره در دل آنها و به عنوان بخشي از فرهنگ سياسي آنها بود با حرام اعلام شدن تقيه از سوي امام خميني ره ، از لاک انفعالي و سکوت خويش خارج شده و حرکت فعالانه بر عليه طاغوت را به عنوان بخشي از اين فرهنگ سياسي خويش پذيرفته و با رژيم شاه به عنوان مظهر يزيد زمان به مبارزه بر خاستند .

تاثير دومي که قيام حسيني بر تهييج مردم در مبارزه با طاغوت داشت عبارت بود از کليت حوادث مربوط به قيام امام حسين ع اعم از حوادث قبل از کربلا همچون داستان مسلم بن عقيل و يا حوادث کربلا و نيز حتي حوادث پس از کربلا همچون حماسه آفريني هاي حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در شام وکوفه ، که نقش مهمي در تحريک احساسات و عواطف مردم و سوق دادن آنها به سمت وظيفه اي که اين قيام بر دوش آنها گذاشته است دارد که عمده اين تاثيرات از راه برگزاري مجالس حسيني و ذکر مصايب اهل بيت (ع) در اين مجالس و برانگيختن شور و هيجان در درون آنان به منظور عمل به وظيفه ديني خود در قيام بر عليه ظلم و ستم و طاغوت زمانه ، بوده است .

3 – لزوم تشکيل حکومت اسلامي به محض فراهم شدن شرايط :

همانگونه که گفته شد از نظر شيعه هر حکومتي که ماذون از سوي خداوند متعال نباشد مصداق حکومت طاغوت مي باشد که بايد از آن اجتناب نمود . از طرفي ديگر لزوم وجود حکومت ، يک اصل عقلي و نقلي مي باشد . چنانکه امام علي ع در پاسخ به خوارج که از نظريه بي حکومتي[6] حمايت مي کردند فرمودند : لابد للناس من امير برّ او فاجر [7] يعني مردم ناگزير از داشتن حاکمي هستند چه خوب باشد و چه فاجر .

بنابر اين مرحله بعد از اجتناب طاغوت عبارت است از گردن نهادن به حکومت غير طاغوت که همان حکومت الهي و تشکيل حکومت مبتني بر اصول اسلامي مي باشد .

از سويي ديگر با مروري به قيام امام حسين (ع) در مي يابيم که امام حسين (ع) نيز با دريافت اين واقعيت مهم پس از آنکه از طاغوت برائت جسته و به سمت مکه عزيمت نمودند ، با دريافت خيل عظيمي از نامه هاي کوفيان که براي حضور امام در ميانشان و برعهده گرفتن امر امامت و حکومت اعلام آمادگي کرده بودند و در واقع با بيعت اعلامي خود و بعدها پس از ارسال حضرت مسلم ، با بيعت رسمي خويش ، زمينه را براي ايجاد حکومت اسلامي ، فراهم کردند دعوت آنان را لبيک گفته و به سمت کوفه حرکت نمود که اگر نبود بي وفايي و بيعت شکني کوفيان ، امام با رسيدن به کوفه قطعا حکومت ديني خويش را بنيان مي نهادند .

اين موضوع در فرهنگ سياسي ايران معاصر تاثير خود را بر جاي گذاشته و همانگونه که گفته شد پس از نفي طاغوت و تلاش براي برانداختن آن ، زمينه را براي تشکيل حکومت جايگزين که عبارت بود از حکومت حقه اسلامي فراهم کرد که نشانه هاي آن را مي توان از برخي شعارهاي مردم انقلابي در دوران مبارزه که خواستار حکومت اسلامي بودند به خوبي دريافت . همچون شعار «استقلال ، آزادي ، حکومت اسلامي» که بعدها تبديل به «جمهوري اسلامي» شد .[8]

و به دليل اين پيشينه تاريخي در اذهان فرهنگ سياسي ايرانيان بود که اين شعارها به سرعت جنبه عمل و واقعيت به خود گرفته و خود را در قالب حمايت از تشکيل نظام جمهوري اسلامي درجريان رفراندوم سال 58 نشان داد .

درواقع با مقايسه اي ميان بند اول و دوم از تاثيرات نهضت حسيني بر فرهنگ سياسي ايران معاصر مي توان دريافت که نفي حاکميت طاغوت بعد سلبي عاشورا بود که در برابر آن لزوم تشکيل حکومت اسلامي به عنوان جنبه اثباتي و سازنده ماجرا قرار مي گرفت .

4 – برجسته شدن و ارتقاي جايگاه امر به معروف و نهي از منکر :

يکي از مهمترين عناصري که در بحث علل قيام حسيني مطرح مي شود احياي امر به معروف و نهي از منکر و عمل به آن مي باشد . البته امر به معروف و نهي از منکر از جمله واجباتي است که ريشه در آموزه هاي قرآني داشته و جزء ضروريات دين مي باشد که انکار آن توسط هر مسلماني باعث خروج او از دايره مسلماني مي گردد . اما متاسفانه اين واجب بزرگ پس از پيامبر اسلام و در اثر دسيسه هاي دشمنان به ظاهر مسلمان اسلام همچون بني اميه ، با تحريف معنايي و کارکردي مواجه شد و از شان و جايگاه رفيع خود تنزل نمود به گونه اي که معروف و منکري که مورد توجه بوده و به آن امر و يا از آن نهي مي شد در حد برخي احکام فردي و جزئي محدود شده بود و از بسياري از معروفات و منکرات عملا چشم پوشي شده بود .

اما هنري که امام حسين (ع) در رابطه با عنصر امر به معروف و نهي از منکر انجام دادند عبارت بود از ارتقاي جايگاه امر به معروف و نهي از منکر از يک واجب صرفا فردي به يک واجب اجتماعي به گونه اي که اين واجب بزرگ هم انگيزه اي براي قيام ابي عبدالله الحسين ع شد و هم اينکه با قيام امام حسين ع ارزش آن ارتقا يافت و به قول شهيد مطهري :

«همان طور که عامل امر به معروف و نهي از منکر ارزش نهضت حسيني را بالا و بالاتر برد متعاکسا نهضت حسيني ارزش امر به معروف ونهي ازمنکر را بالا برد . همان طور که تاثير عامل امر به معروف و نهي از منکر اين نهضت را در عاليترين سطح ها قرار داد اين نهضت مقدس نيز اين اصل اسلامي را در عالي ترين سطح ها قرار داد»[9]

اين واجب بزرگ عليرغم اينکه يکي از فروعات مهم اسلام به شمار آمده و حتي از نظر معتزله جزء اصول دين مي باشد کمتر مورد توجه مسلمانان قرار گرفته بود به گونه اي که حتي در ميان شيعيان نيز در طي سده هاي اخير کمتر بحثي در اين زمينه صورت گرفته و مباحث موجود نيز ابعاد آن را بسيار محدود در نظر گرفته و جنبه هاي اجتماعي و سياسي آن را هرگز مورد توجه قرار نمي دهند .

اما با بروز تحولات ساختاري در نظام سياسي کشور از دوران مشروطه به اين سو که به نوبه خود تغييراتي در فرهنگ سياسي ملت ايران به همراه داشت ، استفاده از مضامين مطرح در حادثه عاشورا مورد توجه قرار گرفت که ازجمله آنها امر به معروف و نهي از منکر بود . در اين راستا ، علما با مشابهت سازي ميان دوران خود با دوران قيام امام حسين ع و تمثيل شاهان و حکام مستبد با يزيد که در فرهنگ شيعه مظهر رواج منکرات در جامعه به حساب مي آمد ، قيام بر عليه رواج منکرات حکومتي را به عنوان يک واجب و تکليف و درسي که از حادثه عاشورا گرفته اند عنوان نموده و بر انجام آن تاکيد داشتند . چنانکه علماي مشروطه خواه در قيام خويش بر عليه استبداد قاجار ، علمايي همچون مرحوم بافقي در تقابل با استبداد رضاخاني و علمايي همچون امام خميني ره در مقابله با محمد رضا پهلوي و کليت رژيم شاهنشاهي ، عمل خود و پيروانشان را در راستاي قيام به منظور اجراي امر به معروف و نهي ازمنکر به شيوه اي که ابي عبدالله الحسين ع انجام داد و در راه آن به شهادت رسيد مي دانستند و همين ديدگاه به تدريج به ديدگاه رايج در فرهنگ سياسي مردم ايران تبديل شد و سرانجام به نابودي يزيد زمان منجر گرديد .

همين فرهنگ امروزه نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان در رگ و ريشه ملت ايران ادامه دارد و خود را در قالب مبارزه با بزرگترين مظهر گسترش دهنده منکرات دوران مدرن يعني استکبار جهاني به سردمداري آمريکا نشان مي دهد .

5 – درس عبرت براي رها نکردن ولي الهي در برابر طاغوت ها :

حوادث مرتبط با قيام حسيني حاوي صحنه هاي عجيب و عبرت آموزي از بي وفايي و جفاهاي مسلمانان نسبت به امام و ولي الهي دارد که جزء صحنه هاي تاريک اين حادثه به شمار مي آيد همچون بيعت مردم کوفه با امام حسين وسفيرش حضرت مسلم و بيعت شکني و تنها گذاشتن امام حسين ع در صحراي کربلا . همچنين دراين حادثه بزرگ شاهد درس بزرگ وفاداري و جانبازي نيز بوديم که قهرمانان آن ياران امام حسين ع در کربلا بودند که بارها با صداي بلند اعلام کردند که اگر در روز عاشورا بارها کشته شده و اجسادشان سوزانده شود و بار ديگر زنده شوند باز هم از ياري ولي خدا دست برنخواهند داشت .

در جريان اين حادثه بزرگ کساني بودند که در روز واقعه ، به ياري امام خويش بر نخاستند و او را تنها رها کردند تا به شهادت رسيد . اما پس از آنکه کار از کار گذشته بود از کرده خود پشيمان شده و علم قيام بر افراشتند و جان خود را از دست دادند بدون اينکه اين اقدام آنان فايده چنداني در مسير تاريخ داشته باشد .همچون توابين که مقام معظم رهبري در مورد آنان مي فرمايد : « كسانى در كوفه دلهاشان پر از ايمان به امام حسين بود، به اهل‌بيت محبت هم داشتند، اما چند ماه ديرتر وارد ميدان شدند؛ همه‌شان هم به شهادت رسيدند، پيش خدا هم مأجورند؛ اما كارى كه بايد بكنند، آن كارى نبود كه آنها كردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند»[10]

داستان بي وفايي کوفيان همواره در فرهنگ سياسي شيعه به عنوان يک درس عبرت بوده است که در آن شيعيان با دوري جستن از تکرار اين ماجرا در ساير ادوار تاريخي ، ميزان صداقت خود را محک مي زنند .

اين موضوع در فرهنگ سياسي ايران معاصر نيز تاثيرات خاص خود را داشت و اگر در برخي مقاطع همين تاريخ همچون دوران مشروطه ، برخي مردم با بي وفايي هاي خود برخي رهبران ديني همچون شيخ فضل الله نوري را تنها رها کرده و آنان را به مسلخ فرستادند اما در دوران اخير که ولايت الهي در وجود رهبري بزرگمردي از تبار امام حسين (ع) تجلي پيدا کرده بود مردم با درس گرفتن از اين حوادث ، از آغاز نهضت ، نه تنها امام خويش را رها نکردند بلکه با همت و حضور خويش اين انقلاب را به پيروزي رسانده و پس از انقلاب اسلامي نيز همچنان از رهبر خويش حمايت مي کنند و شعار «ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند» آنان گواهي بر تاثيرات اين شعار و معيار بودن رفتار غلط مردم کوفه براي شناسايي صادق از کاذب مي باشد .

6 – درس مقاومت در راه رسيدن به اهداف :

همانگونه که مي دانيم حوادث کربلا پر بود از انواع سختي ، فشار ، تشنگي ، گرسنگي ، داغ عزيزان و … . اما صحنه مهم تر اين حوادث اين بود که همه اين حوادث در راه انجام هدف مقدسي که ابي عبدالله الحسين (ع) تعقيب مي کرد توسط امام و همراهانش اعم از اهل بيت و ياران باوفايش تحمل شد و حتي کار به جايي رسيد که زينب کبرا (س) در پاسخ به يزيد با صداي رسا همه اين مصيبت ها را که هر کدام از آنها مي تواند کمر انساني را خم کند به جاي بي تابي و زاري و ناله فرمود : «ما رايت الا جميلا» يعني جز زيبايي چيز ديگري نديدم . تعبير زيبايي از مصيبت ها نه به خاطر ذات زيباي مصيبت است که اساسا ذات مصيبت ، جز سياهي و زشتي چيز ديگري نمي تواند باشد اما زماني که همه اين مصيبت ها به خاطر هدف مقدس صورت گرفته و تحمل شده باشد قطعا جز زيبايي تعبير ديگري نمي توان براي آن به کار برد .

در دوران معاصر و به ويژه از زمان آغاز نهضت امام خميني ره که دشمنان انواع فشارها و سختي ها را با هدف به زانو در آوردن آنان نسبت به مبارزان راه اسلام روا داشتند ، اين مبارزان با درس گرفتن از تحمل امام حسين (ع) ، اهل بيت و ياران باوفايش در برابر انواع فشارهاي يزيديان و صبر و استقامت زينب کبرا و ساير بازماندگان عاشورايي در برابر حوادث کوفه و شام ، عزمشان جزم گرديد و با توجه به ايماني که به هدف مقدسشان داشتند در اين راه هر گونه فشار و شکنجه و زندان و تبعيدي را تحمل کردند و سرانجام باعث پيروزي انقلاب اسلامي ايران شدند . اين موضوع پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز همچنان به عنوان يک عنصر فعال در ميان ملت ايران در آمده است به گونه اي که روحيه مقاومت و پايداري را به عنوان يکي از عناصر فرهنگ سياسي مردم ايران مطرح نموده است .

همين موضوع باعث شده است تا در شرايطي که از آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي کشور ما با انواع فشارها اعم از اقتصادي ، سياسي ، نظامي و … مواجه بوده است مردم کشور ما نه تنها سر سوزني از مواضع خويش عدول نکنند بلکه روز به روز بر حمايت خويش از نظام اسلامي و راه عزت طلبانه اي که در پرتو اين نظام مقدس تعقيب مي شود بيافزايند .

7 – حاکميت فرهنگ ايثار ، مقاومت و شهادت و گسترش مفاهيمي همچون شهيد ، ايثار ، جهاد ، ازخود گذشتگي و … متاثر از فرهنگ عاشورايي که به نوبه خود باعث تقويت روحيه مضاعف در جدال با جبهه باطل شده و نوع خاصي از فرهنگ سياسي را عرضه مي دارد که به نام ملت ايران در جهان شناخته مي شود ولي در واقع ريشه در آموزه هاي عاشورايي دارد . اين فرهنگ در ايران منجر به پيروزي انقلاب اسلامي در اوج قدرت شاهنشاهي شد و در شرايط جنگ تحميلي ، باعث شکست ارتش تا بن دندان مسلح صدام گرديد و امروزه نيز با استعانت از آن ، مسير پيشرفت و ترقي ملت ايران توسط فرزندان عاشورايي اش به سرعت در حال طي شدن مي باشد .

مآخذ و رفرنس ها:

[1] محمد رحيم عيوضي، جامعه شناسي سياسي اپوزيسيون در ايران، نشر قومس، ص31 و 32

[2] لهوف ، ص 11

[3] ميرزاي نائيني ، تنبيه الاُمّة و تنزيه الملّة (حكومت از نظر اسلام)،ص46

[4] تاريخ طبري ، ج 4 ، ص 304

[5] محدث قمي ، «نفس‌ المهموم‌» ص‌ 45

[6] آنارشيسم

[7] نهج البلاغه فیض، خطبه 40، صفحه 125.

[8] براي مطالعه در اين زمينه رک : فرهنگ شعارهاي انقلاب اسلامي، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1379وهمگام با شعارها در انقلاب اسلامي، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ اول.

[9] حماسه حسيني ، شهيد مرتضي مطهري ، جلد 1 ، ص 262

[10] بیانات در ديدار با اعضای شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى‌ ، 29/10/88

  

ارسال پیام